تبليغاتX
.:چرت و پرتای چند تا دختـر دبیـرستـانی:.

.:چرت و پرتای چند تا دختـر دبیـرستـانی:.

اخـــرين بـرگ سفـــــر نـامـه ي بـاران ايـن اسـت که زميــن چـــرکيــن اسـت

با سلام

 

من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد

نوبت خاموشی من سهل و آسان می زسد

من که می دانم که تا سرگرم بزم ومستی ام

مرگ ویرانگر جه بی رحم و شتابان می رسد

پس چرا عاشق نباشم.پس چرا عاشق نباشم

من که می دانم به دنیا اعتباری نیست نیست

بین مرگ و آدمی قول قراری نیست نیست

من که میدانم اجل ناخوانده و بیدادگر

سر زده می آید و راه فراری نیست نیست

پس چرا پس چرا عاشق نباشم

نگار 

+ نوشته شده در  جمعه 30 دی1384ساعت 9:33 PM  توسط نگار  | 

این روزا...

اين روزها حس عجيبي دارم .فکر مي کنم تمام آنچه بر من ميگذرد و گذشته در يک خواب بوده .اين همه يک رويا و يا يک کابوس است .روزهاي خوب را به ياد نمي آورم با آنکه کم هم نبودند ولي فقط ذهنم در برابر يک مشت ياد و خاطره تلخ و گزنده رژه مي رود ...جلوي آينه که ميرسم ميترسم به خود نگاه کنم .نکند خودم را به جا نياورم ؟ نکند آنقدر عوض شده ام که با خودم غريبه ام ؟ زنده بودنم را برده ام زير يک علامت سوال بزرگ .من خواب مي بينم .حتما که شب گذشته غذاي سنگيني خورده ام .اما پس کي از خواب بر خواهم خواست ؟ اين کابوس بلند کجا تمام ميشود ؟ به حضورت محتاجم . به آمدنت .اينکه صدايم کني .دستم را بگيري و از اين دنياي خاکستري بيرون بکشي ...ميخواهم رنگها را ببينم . مي خواهم زندگي را لمس کنم . ميخواهم باور کنم که هستم ...هستم ...هستم...! آخرين چيزي را که به خاطر دارم اين است که عاشق بودم و کسي را دوست داشتم بي نهايت ...اين حس خوبي است . ميخواهم سعي کنم به خاطر بياورم . عاشقانه لحظهاي ناب زندگيم را از دست داده ام . و ترسي خفيف اما پايدار به همه هويتم چنگ ميزند . آيا کسي هست که مرا از اين خواب لعنتي بيرون بکشد ؟ حقيقت کجاست ؟ فاصله ميان واقعيت بيداري تا اوهام روياها چقدر است ؟حرارت دستان کسي را که دوستش ميدارم تنها ياد ماندگار لمس من از زندگي گذشته ام است...آيا کسي هست آن دستان را به من بازگرداند ؟
+ نوشته شده در  جمعه 23 دی1384ساعت 2:14 AM  توسط   | 

اریانا اومد با شرمندگی

اول از همه سلام به سیندی عزیزم و یکتای نازنین

شرمنده چند وقته نیستم نمیدونم دو ماه یه زیاد بازم شرمنده قربونتون بشم

باید زودتر میومدم ولی گرفتار درسو .....

اهو خانوم چشم ولی ادرست نبود

برام دعا کنین منم زود بیام

دوستون دارم بوسسسسسسسسسسس

لینکایی که قبلا قول داده بودم و الان نیست اینجا بیان بگن بزارم

قربونتون اریانا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 دی1384ساعت 5:19 PM  توسط   | 

سیندی جونم دوست دارم

 

سلام سیندی جونم

فدات بشم

دلم برات یه زره شده

دلم نمیخوام دیگه وبمو بچرخونم

دلم پره ولی به خاطر تو اپ میکنم

میدونی تو این دنیا هیچ کس به فکر دیگری نیست

همه خودشونو میخوان و خود خواه شدن مردم

دیروز یه چیزی دیدم که اصلا باورم نمیشد

پارسا یکی از دوستانم اینترنتیم بود

که یه دوستی به اسم عسل داشت

اون واقعا عسل رو دوست داشت

طوری بود که من به تنها پسری بود که گفتم بهترینی

واقعا میگم

ولی عسل اونو گذاشته و رفته

هنوزم باورم نمیشه

هر چی هم براش اف میدم جوابمو نمیده

خوشحالم که داداشیت برگشته

کاش میومدی پیشم من تنهای تنهیم

باور میکنی

به خدا تنهام

یکتا هم هت ولی اون همیشه شاده و نمیدونم چی بگم

من خواننده ی زیاد نمیخوام ولی دوسم ندارم کسی منو تهدید کنه

درسته اسم وبم چرت و پرته

ولی همه میگن حرفات چرته

خودم قبول دارم جدی میگم ولی چه طور حرف بزنم شما ها میگین

یه طوره دیگه بحرف چطوری

اگه کسی از وبم خوشش نمیاد خوب بازش نکنه مهم نیست

من همین طوری دوست دارم

چون میخوام دلتنگیامو بنویسم

چون میخوام از گذشته ی احمقانم بنویسم و دارم اینجا دلم و خالی میکنم

ای وای خدا

دوست دارم

ولی سیندی جونم اگه میومدی پیشم بهتر نبوددددددددد؟؟؟؟؟؟؟

جون اری جون اری

جون داداشی بیا

دوست دارم بیام نوشته هاتو بخونم

من بهت عادت کردم

جدی میگم

تو رو خدا اذیتم نکن

دوست دارم امیدوارم در همه حال موفق باشی عزیزم

تو بهترین دوستمی قبونت برم تا بعد بای

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 مهر1384ساعت 4:2 PM  توسط   | 

تو رو خدا ولم کنین

سلام به بروبچ

چه خبر بهبه

میبینم نی نی خانوم قدم رنجه کردن تشریف اوردن بابا

شرمنده فرمودین

بچه ها یه سوال کسی بخواد ادم بوت کنه یعنی همون هک کنه؟؟؟؟؟؟

من از دیروز اعصابم خیلی خورده

این چرت و پرتای من به کسی چه کار داره که همه میخوان منو اذیت کنن

اصلا به من چی کار دارین

مگه من چی کارتون دارم اصلا به من چه ربطی داره

خیلی خوب مینویسم؟؟؟؟؟/

خیلی وبم قشنگه؟؟؟؟/

خیلی دختر نازیم جیگرم؟؟؟؟؟؟؟

خیلی نازنینم

نه عزیزم من به وب کسی کاری ندارم

از دیروز افامو چک نکردم

بابا چرا اینطوری میکنین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ببینم خیلی اذیت میشم کامنت دونی رو میبندم

اونوقت چطوری با سیندی حرف بزنم

چطوری از نی نی خبر دار شم

تکی جونمو چی کار کنم

دوستای عزیز دیگم مثه پارسا و......

وای تو رو خدا اگه میخوای وبمو هک کنی مهم نیست ولی ای دیمو هک نکن که

داغونم خودمم به خدا

بچه ها شماها یه چیز بگین

به خدا دیگه حوصله خودمو هم ندارم

یه این چند روز انرژی داشتم که اونم ازم گرفتیم

دست از سرم بردارین

دیگه ضد کسی حرف نمیزنم

از خودم نمیگم

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 مهر1384ساعت 11:9 PM  توسط   |